صفى الدين محمد طارمى
395
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و الدرجة الثالثة : غيرة العارف على عين غطّاها غين ، و سرّ غشيه رين ، و نفس علق برجاء أو التفت إلى عطاء . « غيرت عارف » يعنى صاحب شهود . « بر عين » يعنى بر حقيقت جليّهاى كه او حقّ متجلّى است . كه « غطّاها » يعنى « 1 » پوشانيده و حاجب شده باشد او را « غين » يعنى « 2 » غشاوتى و حجابى از صفات يا آثار وقت استتار ؛ و اين در « 3 » مقام تلوين است ميان تجلّى و استتار . و جائز است آنكه اراده كرده است به « عين » عين بصيرت را وقت مشاهده و معاينه كه پوشانيده باشد او را غشاوت حجابى از عالم تفرقه ، پس منع كند او را مشاهده . و مراد به « سرّ » قلبى است كه ترقّى كند به مقام روح در صفا و جلا . كه « پوشانيده باشد او را پردهاى و آلودگى » از عالم نفس ؛ پس مكدّر كند او را و منع كند او را از مكاشفه و محجوب سازد او را از مشاهده ، چنان كه فرموده است خداى تعالى كه : كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ « 4 » . و « نفس علق برجاء أو التفت إلى عطاء » نفس در اينجا به معنى وضع لغوى است ؛ يعنى مقدار نفس واحدى از وقتش ، كه متعلّق شود به رجايى از ثواب يا درجات ، يا التفات كند به سوى عطايى از حقّ در دنيا يا آخرت - اگرچه بوده باشد از اشرف اشيا - پس به درستى كه وقت نزد او عزيز است ، غيرت مىكند بر او آنكه بگذرد مگر به حضور محجوب و مشاهدهء او . پس هرگاه متعلّق شود به غير ، نزديك است آنكه تلف شود از غيرت بر او .
--> ( 1 ) . اصل : - غطّاها يعنى . ( 2 ) . اصل : - غينّ يعنى . ( 3 ) . اصل : - در . ( 4 ) . مطفّفين / 15 - 14 .